۳۰ جمله انگلیسی برای صحبت با توریست‌ها در شمال

ظهر یک روز بارانی در ماسوله است. توریستی با کوله پشتی و کلاه حصیری وسط پله ها ایستاده، نقشه اش خیس شده و سر چهارراه خلوت دور خودش می چرخد. مغازه دار از جلوی پیشخوان بیرون می آید، لبخند می زند و ناگهان تمام انگلیسی اش یادش می رود.

۳۰ جمله انگلیسی برای صحبت با توریست‌ها در شمال

این صحنه در بازار رشت، سر ترمینال و جلوی اقامتگاه ها هم تکرار می شود. برای چنین لحظه هایی ۳۰ جمله آماده کرده ایم؛ جملات انگلیسی برای توریست که آن قدر کوتاه اند که وسط شلوغی هم یادتان بماند.

وقتی توریست راه را می پرسد

معمول ترین سؤال همین است. جواب لازم نیست قشنگ باشد؛ باید روشن باشد. جهت را بگویید، فاصله را با زمان پیاده روی بسنجید و اگر شک داشتید، صادقانه بگویید که نمی دانید. هشت جملهٔ جدول زیر برای همین کار است.

موقعیت جملهٔ انگلیسی معنی
شروع گفت وگو Excuse me, are you looking for something? ببخشید، دنبال چیزی می گردید؟
جهت Go straight and turn left at the corner. مستقیم بروید و سر نبش به چپ بپیچید.
فاصله It’s about five minutes on foot. پیاده حدود پنج دقیقه راه است.
ایستگاه The bus stop is just across the street. ایستگاه اتوبوس همان طرف خیابان است.
مسیر پیاده Cars can’t go further, so please walk from here. ماشین بیشتر از اینجا نمی رود، لطفاً از اینجا پیاده بروید.
نقشه Do you want me to show you on the map? می خواهید روی نقشه نشانتان بدهم؟
نمی دانم Sorry, I don’t know this place. Let me ask someone. ببخشید، این مکان را نمی شناسم. از کسی می پرسم.
اطمینان You can’t miss it. پیدا کردنش سخت نیست.

اگر دنبال مرور بیشتری هستید، گیل خبر هم دربارهٔ همین موضوع نوشته است؛ جملات پرکاربرد انگلیسی برای مکالمه با توریست ها را می توانید آنجا هم ببینید و با این جدول ها مقایسه کنید.

این ها در عمل کنار هم چطور شنیده می شوند؟ یک نمونه از همان ظهر بارانی ماسوله:

توریست: Excuse me, where is the tea house?
شما: Go straight, then turn left. It’s about five minutes on foot.
توریست: Thank you!
شما: You can’t miss it. Enjoy!

دقت کنید که هیچ جمله ای بیش از ده کلمه نیست. در گفت وگو با غریبه ها، کوتاه حرف زدن نشانهٔ کم بودن زبان شما نیست؛ نشانهٔ مهربانی با گوش طرف مقابل است. با همین رویکرد، جملات انگلیسی برای توریست را بنویسید و برای خودتان تمرین کنید.

سر میز، پشت پیشخوان غذا

معرفی غذاهای محلی گیلان به گردشگران

توریست ها اول از همه می پرسند «این چیست؟». غذای گیلانی اسم های غریبی دارد، پس هر غذا را با دو سه واژهٔ ساده توضیح بدهید: چه موادی دارد، تند است یا نه، و برای که مناسب است. فقط یادتان باشد که پرسیدن دربارهٔ حساسیت غذایی، نشانهٔ مهمان نوازی است نه کنجکاوی بی جا.

موقعیت جملهٔ انگلیسی معنی
پیشنهاد میرزاقاسمی Would you like to try Mirza Ghasemi? It’s smoked eggplant with garlic, tomato and egg. میرزاقاسمی را امتحان می کنید؟ بادمجان کبابی با سیر، گوجه و تخم مرغ است.
معرفی باقلاقاتق This is Baghala Ghatogh. It’s made with fava beans, dill and eggs. این باقلاقاتق است؛ با باقلا، شوید و تخم مرغ درست می شود.
تندی It isn’t spicy at all. اصلاً تند نیست.
حساسیت This dish has walnuts in it. Do you have any nut allergy? در این غذا گردو هست. حساسیت به آجیل دارید؟
محلی بودن It’s a local specialty from Gilan. این یک غذای خاص گیلان است.
همراه غذا We usually eat it with rice or bread. معمولاً با برنج یا نان می خوریم.
گیاهخوار This one is vegetarian. این یکی گیاهی است.
نوشیدنی Would you like some tea with it? با آن چای هم می خواهید؟

یک نکتهٔ فرهنگی: چای در گیلان فقط نوشیدنی نیست؛ نشانهٔ خوش آمدگویی است. اگر مهمان تعارف کرد و یک فنجان چای قبول کرد، یعنی گفت وگو همین جا دوستانه شد. برای همین جملهٔ آخر جدول بالا خیلی بیشتر از یک سؤال ساده است.

در یک رستوران محلی هم گفت وگو معمولاً این طور پیش می رود:

توریست: What is this dish?
شما: It’s Mirza Ghasemi. It’s smoked eggplant with garlic, tomato and egg.
توریست: Is it spicy?
شما: Not at all. Would you like to try it with bread?

اگر توریست سؤال دیگری پرسید که جوابش را بلد نبودید، دروغ نگویید. بگویید «I’m not sure, let me ask the chef»؛ این صداقت در یاد توریست می ماند.

چانه زنی با ادب

در بازار، قیمت اغلب شروع گفت وگوست و نه پایانش. توریست ها گاهی انتظار دارند صحبت کنید، ولی ناراحت هم می شوند اگر حس کنند سر کیسه شده اند. هفت جملهٔ زیر به شما کمک می کند بدون بحث، قیمت را شفاف نگه دارید.

موقعیت جملهٔ انگلیسی معنی
قیمت ثابت The price is written on the label. قیمت روی برچسب نوشته شده است.
دست ساز This one costs a bit more because it’s handmade. این کمی گران تر است، چون دست ساز است.
آمادگی برای صحبت Let me see what I can do. ببینم چه کار می شود کرد.
آخرین قیمت This is my best price. این کمترین قیمتی است که می توانم بدهم.
پرداخت We take cash only. فقط نقد می گیریم.
یادداشت قیمت Shall I write the price down for you? قیمت را برایتان بنویسم؟
بدون عجله Take your time, no problem. راحت باشید، مشکلی نیست.

«This is my best price» جمله ای است که باید با لبخند گفت. اگر اخم کنید و بگویید، طرف مقابل آن را به معنای «بحث تمام شد» می گیرد. جملهٔ «Take your time» هم به خریدار فرصت می دهد فکر کند، و گاهی همان فرصت، فروش را نهایی می کند.

راننده ها و تاکسی دارها هم از همین جمله ها استفاده می کنند. فقط جای «The price is written on the label» می گویند «The fare is fixed» و آخرین قیمت را قبل از شروع سفر اعلام می کنند. این طور سر مقصد دعوا نمی شود و مسافر تازه وارد هم خیالش راحت می ماند.

اقامتگاه، از ورود تا خداحافظی

پذیرایی از گردشگر خارجی در اقامتگاه بوم گردی شمال

اقامتگاه دار گیلانی معمولاً اولین و آخرین نفری است که توریست می بیند. هفت جملهٔ آخر مسیر یک شب اقامت را از در ورودی تا تحویل اتاق پوشش می دهد.

موقعیت جملهٔ انگلیسی معنی
خوش آمد Welcome! Do you have a reservation? خوش آمدید! رزرو دارید؟
صبحانه Breakfast is included, from seven to ten. صبحانه هم هست، از هفت تا ده.
کلید Here is your key. Your room is on the second floor. این کلید شماست. اتاقتان طبقهٔ دوم است.
اینترنت The Wi-Fi password is on this card. رمز وای فای روی این کارت است.
هوا It rains a lot here, so you’ll find an umbrella by the door. اینجا زیاد باران می بارد، پس کنار در چتر پیدا می کنید.
تحویل اتاق Check-out is at twelve. ساعت دوازده باید اتاق را تحویل بدهید.
کمک If you need anything, just call me. اگر چیزی لازم داشتید، با من تماس بگیرید.

«It rains a lot here» اتفاقاً یک جملهٔ دوستانه است، نه ایراد. توریست ها وقتی می شنوند میزبان از پیش به فکر باران بوده، حس می کنند از آنها مراقبت می شود.

یک مثال از لحظهٔ ورود، وقتی توریست خسته با کوله پشتی می رسد:

شما: Welcome! Do you have a reservation?
توریست: Yes, under the name Anna.
شما: Perfect. Breakfast is included, from seven to ten. Here is your key.
توریست: Thank you so much!

همین چند خط کافی است تا اولین برداشت توریست از میزبان، گرم و مطمئن باشد. وقتی اولین برداشت خوب باشد، باقی اقامت راحت تر می گذرد، حتی اگر دیگر انگلیسی بلد نباشید.

چهار عادت کوچک که جمله ها را زنده می کند

حفظ کردن فهرست کافی نیست؛ مهم این است که در لحظه به زبان بیاید. برای همین چهار عادت کوچک را در کنار این جملات انگلیسی برای توریست قرار دهید.

ابتدا آهسته حرف بزنید. توریست ها از سرعت شما بیشتر از لهجه تان گیج می شوند. دوم، با دست اشاره کنید؛ زبان بدن بخشی از گفت وگوست. سوم، اگر چیزی را نفهمیدید، با لبخند بگویید «Sorry, one more time?». چهارم، هر جمله را اول برای خودتان بلند بخوانید، چون جمله ای که یک بار از دهان خودتان بیرون آمده، در لحظهٔ حساس راحت تر یادتان می آید.

  • روزی سه جمله را بلند بخوانید.
  • هر هفته یک جدول را کامل حفظ کنید.
  • اولین توریستی که دیدید، فقط یک جمله از همین فهرست را به کار ببرید.